| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
خوش آمدگوئی به وبلاگ "همستر عزیز من"
دوستان عزیز سلام به وبلاگ "همستر عزیز من" خوش آمدید. از اینکه این وبلاگ را برای تکمیل اطلاعاتتان در مورد همستر، این حیوان زیبا، انتخاب کرده اید بسیار متشکرم. خوشحال میشوم نظرات، پیشنهادات و سوالات خود را در این مورد برایم بفرستید. |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/10/09 و ساعت 15:11 |
تقدیم به همه دوستان
سلام به همه دوستانی که لطف دارند و مدتیست که از من می پرسند : "چرا آپ نمی کنی؟" من هم این پست را تقدیم میکنم به همه شما عزیزان. پسر بابا که یادتون هست؟ الان برای خودش مردی شده اما هنوزم آقا و آرومه. اگه خیلی عصبی بشه (که نمیشه) و یا وحشت کنه ، تنها کاری که میکنه اینه که با دستش دستتو میزنه عقب که یعنی برو و اذیتم نکن. همین ... تا حالا نشده دست کسی را گاز بگیره پسرم (گوش شیطون کر)
خوشبختم ... پسر بابا هستم
لازمه که از پام هم استفاده کنم... چقدر آخه فشارم میدی!؟
و اما... یکی دیگه از همسترها هم که خیلی تپل مپل و قوی هستش را بهتون معرفی میکنم "هرکول" ایشون یه همسترِ سفید آلبینویِ شش ماه و نیمه هستن. خودتون قطر بازوشو تو عکس ببینید...
من قوی هستم الان از دستت فرار میکنم
تعجب نکنید! این ماهی نیست یه همستر شیطونه ، که این روش یک روش بسیار عالی برای گرفتن و جابجا کردن اونه. میگید نه؟ خودتون برای گرفتن همسترهای شیطون میتونید از این روش استفاده کنید. بهتون قول میدم که بهترین روش هستش.
آخه مگه من ماهی ام!!!؟
در آخر هم دو تا عکس از بچه همسترهای سنجابی براتون دارم. خیلی ناز و خوشگل هستن. چشمهای سیاهه سیاه دارن و انگار چشماشون را خط چشم کشیدن. رنگ تنشون هم که دقیقا مثل سنجابهاست.
دارم از دستت سُر میخورم... یکم سفت تر بگیر خوب
ببین چه چشمهای سیاه و نازی دارم |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/10/08 و ساعت 15:4 |
یک ماهگی بچه همسترها
دوستان عزیز سلام. مدتی بود که متاسفانه وقت نکرده بودم عکس و یا مطلب جدیدی در وبلاگم بگذارم. امروز براتون میخواهم چند تا عکس از بچه همسترهای جدید که الان دقیقا یک ماهشونه بگذارم. اینها بچه های همان مامان سیاهه هستند که در پستهای قبل عکسش را گذاشته بودم.
راستش را بخواهید خودم هم دقیقا نمیدانم باباشون کیه! چون وقتی که من مامانشون را خریدم با همستر دیگه ای که فروشنده بهش می گفت: "همستر سنجابی" (بخاطر رنگش) تو یک قفس بودند. عکس او هم در پستهای قبلی هست. وقتی هم که من آوردمش خانه با همستر سفیدی که خودم داشتم تو یک ظرف گذاشتم تا جفت گیری کنند. از روی رنگ بچه ها نمیشه تشخیص داد که پدرشون کیه. چون همانطور که میبینید دو تا از بچه ها هم سفیدند.
|+| نوشته شده توسط زیبا در 87/09/13 و ساعت 7:53 |
یک ماهگی بچه های روبی
امروز ۲۸ مهر ۱۳۸۷ بچه های روبی یک ماهشون شده و دیگه دارن حسابی آتیش میسوزونن. میگید نه خودتون ببینید:
برم بالای بالا از اون بالا برم تو غافلگیرشون کنم
آخی ... من چه مظلومم
دالی موشه !
همش عکس میگیره نمیذاره به شیطنتمون برسیم
ببین چه نازم
ای بابا هر جا میریم میاد عکس میگیره
معلق بودن هم کیفی داره ها |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/07/28 و ساعت 13:15 |
آلبوم عکس همسترهای من - 2
|+| نوشته شده توسط زیبا در 87/07/27 و ساعت 8:48 |
20 روزگی بچه ها
امروز ۱۶ مهر ۱۳۸۷ بچه های روبی ۲۰ روزشون تمام شد و دیگه باید از مامانشون جدا بشن که دیگه شیر نخورن. وای نمیدونید که چقدر سخته. اصلا دلم نمیاد. ولی خوب چاره ای نیست. لحظه ای که میخواستم بچه ها را بردارم هنوز داشتن شیر میخوردن. یکی دوتاشون به زور سینه روبی را رها کردن. اشکم دیگه داشت در میومد.
خیار و هویج هم میخوریم، ولی شیر مامانی یه چیز دیگس.
روبی را هم که تو ظرف دیگه ای گذاشتم و براش غذا ریختم، تمام غذا ها را تو لپش جمع کرد طوریکه سرش دو برابر تنش شده بود. خالی هم نمی کرد فقط همش بپر بپر میکرد و با چشماش خواهش میکرد : "منو ببرید پیش بچه هام، براشون غذا جمع کردم..."
تورو خدا منو ببر پیش بچه هام.
ببین چقدر براشون غذا جمع کردم!
و اما اگه می خواهید ببینید بچه ها بعد از ۲۰ روز چه شکلی و چقدری شدن ...
وای اینجا کجاس دیگه؟ چه بلنده!!!
منو بیارید بیرون مامانمو میخام ... (سفیده) اهه اهه اهه ... مامانی ... مامانی ... (کرمه)
|+| نوشته شده توسط زیبا در 87/07/16 و ساعت 19:40 |
دو هفتگی
امروز صبح یکی ما را از خواب بیدار کرد. اونم چه جوری با بوی کاهوی خوشمزه. ما هم که شکمو نفهیدیم چه جوری شیر خوردن را که تا همین چند روز پیش فقط تو این دنیا اون را بعنوان غذا میشناختیم رها کنیم و بدویم بریم سراغ کاهوها. یکی تو لپش جا میداد، یکی چند برابر هیکل خودش برگ کاهو را از این طرف به اونطرف میکشید، یکی زیر یه برگ کاهو قایم شده بود و تند تند میخورد و از همه مهمتر هیچکدام به مامانمون اجازه نمیدادیم که او هم کاهو بخوره.
بچه هــــــــا ... بدوید کاهــــــــو ... آآآآخ جــــــون...
چه شلوغ میکنن؟ این یه دونه مال من ، میرم تو آرامش میل کنم!
بچه های ۱۴ روزه روبی در حال خوردن کاهو
|+| نوشته شده توسط زیبا در 87/07/11 و ساعت 9:53 |
پسر دردونۀ بابا
امروز میخوام یه موضوعی را باهاتون درمیون بذارم. ما (منظورم از ما ، یعنی من و همسرم) یه پسر بچه آقایی دارم که برای خودش قصه ای داره. گوش بدید تا براتون تعریف کنم؟
اون آقایی که میگن ، من هستم!
این پسر گل روز ۲۳ خرداد به همراه ۸ تا خواهر و برادر دیگه بدنیا آمده. بعد از چند وقت که خواهر برادرها بالغ شدن و ما تصمیم به جدا کردن آنها از هم کردیم ، متوجه نر بودن این مرد کوچک نشدیم و ایشون مدتها دزدکی میون دخترها میچرخید. از اون اول هم خیلی ریزه میزه بود. تا یک روز من متوجه شدم که بله ایشون برای خودشون مردی هستن و ما متوجه نشده بودیم. بلافاصله از میون دخترها کشیدیمش بیرون و تو یه قفس دیگه براش جا درست کردیم.
داشتیم زندگیمونو میکردیما...
قصه تازه از این به بعد شروع شد که باید بیایید و ببینید که این پسر ما چه ماهه. مخصوصاً میونۀ خیلی خوبی با همسرم داره. همسرم که میره پیشش پسر کوچولو دستشو یه بویی میکنه اونم شروع میکنه به ناز کردن پسرپسرا. همینطور که دراز کشیده اول پشتشو ناز میکنه، بعد پسری خودشو ولو میکنه و دستشو میگیره بالا که یعنی پهلوهامو ناز کن. بعد هم شکمشو... ۲ ساعت هم اگه نازش کنی دوست داره ادامه بدی و خوشش میاد. همسرم براش تخمه مغز میکنه اونم میگیره و نوش جان میکنه. در حال خواب براش غذا میذاره، آقا بخودش زحمت نمیده چشماشو باز کنه و از جاش بلند بشه غذا بخوره همونطوری غذاشو میخوره.
پسر پسرا درحال خواب و در حال کاهو نوش جان کردن!
|+| نوشته شده توسط زیبا در 87/07/08 و ساعت 9:54 |
ده روزگی
ماها داریم بزرگ میشیم ... لالا،لالا،لالالا لباسامون کوچیک میشه ... لالا،لالا،لالالا امروز ما ده روزه که داریم یه سره شیر میخوریم و هر روز هم بزرگتر از روز قبل میشیم. طوری که دیگه کنار هم جامون نمیشه و یه سری زیر دراز میکشیم شیر میخوریم ، یه سری هم رو.
برو کنار من شیر بخورم بعداً تو میخوری
اگه گفتی این هفت تا چه رنگی ها هستند؟
ببینید من خوشگل شدم رژ لب زدم!؟
پدر خانواده با اون چشماش که مثل یاقوت قرمز میدرخشه
|+| نوشته شده توسط زیبا در 87/07/07 و ساعت 17:17 |
پنج روزگی
ما هفت تا کوچولو دیگه کسی نمیتونه بهمون بگه قرمزی چون دیگه قرمز نیستیم. یواش یواش داره موهامون که درمیاد هیچی ، داریم هر کدوممون صاحب یه جفت گوش میشیم که وقتی بزرگ شدیم گوشامون عینهو برگ گل میشن.
اِ اِ اِ اِ!!؟؟ اینا چیه داره روسرمون درمیان!؟ چشمم نداریم که ببینیم.
راستی شما فکر میکنید از این هفت تا کوچولو چند تا شون دخترن؟ چند تا شون پسر؟
داداشی ، خواهری بیاین بچسبیم بهم تا مامانمون میاد سردمون نشه |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/07/02 و ساعت 15:54 |
تولده ، تولده ، تولد
از امروز تصمیم گرفتم شما را در جریان بدنیا آمدن و مراحل رشد یک سری از همسترهام قرار بدم. سن مادر (روبی) ۴ ماهه، باباشون هم (تدی) ۴ ماهشه.
بچه های یک روزه روی نرمه های دستمال کاغذی از سه شنبه که ۱۴ روز دوران بارداری روبی تموم میشد دیگه دست به خونشون نزدم و برای روبی کوچولومون که دیگه داشت خودشو برای زایمان و مامان شدن آماده می کرد کلی غذا، آماده کنار گذاشتم. چند برگ دستمال کاغذی هم براش گذاشتم تا باهاشون برای نی نی کوچول موچولوهاش یه جای نرم و خوب آماده کنه. اونم تند تند دستمال کاغذی ها را تو لپش جمع می کرد و بعد از اینکه مثل خمیر درستشون می کرد با فشار دستش از لپش در می آورد و دور خودش می چید. یکی دو روز مونده به زایمانش هم آنچنان سنگین و خانم شده بود که نگو ونپرس. قبلش باید می دیدید که چه آتیشی می سوزوند، که ما همش نگران نی نی کوچولوهاش بودیم.
روبی در حال شیر دادن به بچه های یک روزه
راستی حدس می زنید چند تا باشن؟
از احوالات پدر خانواده بپرسید، خوبه. میگید نه؟ خودتون ببینید. البته یه کم احساس تنهایی میکنه. آخه می دونید دیگه باید روزای آخر بارداری و زمان زایمان همستر نر از قفس همستر ماده به قفس دیگه ای تبعید بشه. تا وقتی که نی نی ها بدنیا میان اونارو از حسادت یه لقمشون نکنه. برای همین تا میرم بالای قفسش بپر بپر میکنه یعنی منو بیار بیرون تا کلی بازیگوشی کنم. درسته که تدی بابا شده ولی خودش هنوز بچه است پسرم.
منو بیار بیرون ، از تنهایی دلم پوسید |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/06/28 و ساعت 8:38 |
توضيحاتی راجع به همستر
همستر(Hamster) حيواني كوچك و بسيار زيبا و جذاب در رنگ هاي گوناگون ازجمله سفيد، طلائي، سياه، زرد، كرم، خاكي و . . . است كه از خانواده جوندگان بوده و همه چيزخوار (omnivorous) ميباشد. اگر دوست دارید بیشتر درمورد این حیوان مینیاتوری بدانید روی ادامه مطلب کلیک کنید . . .
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/05/30 و ساعت 9:40 |
از کجا همستر بخریم؟
من خودم اولین بار از یک مغازه ای که ماهیهای آکواریومی می فروخت و پرنده هم داشت، همستر خریدم. (یعنی راستش را بخواهید عزیزی برایم خرید) البته خرگوش، مرغ و خروس هم می فروخت. روی ادامه مطلب کلیک کنید ... ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/05/29 و ساعت 8:47 |
هنگام خرید چه همستری را انتخاب کنیم؟
دو نوع همستر به عنوان حیوان خانگی نگهداری میشود. همستر طلائی یا سوری و همستر کوتوله يا چيني. روی ادامه مطلب کلیک کنید...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/05/28 و ساعت 8:28 |
بعد از خرید همستر چه کنیم؟
بعد از اینکه همستر را خریدید و آوردید خانه، می دانید چه باید بکنید؟ روی ادامه مطلب کلیک کنید ...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/05/27 و ساعت 10:30 |
نژادهای همستر
در مجموع ۷ نژاد همستر وجود دارد:
۱ - همستر سوری Syrian Hamster
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/05/26 و ساعت 9:0 |
غذای همستر
بهترین جیره غذایی شامل دو بخش است: بخش اول غذای خشک و بخش دوم شامل میوه ها و سبزیجات است. اگر لیست این غذاها را می خواهید داشته باشید روی ادامه مطلب کلیلک کنید ...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/05/25 و ساعت 14:12 |
تعیین جنسیت همستر
اگر دوست دارید که بتوانید خودتان جنسیت همسترتان را تشخیص دهید، روی ادامه مطلب کلیک کنید...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/05/24 و ساعت 9:15 |
چگونه با همستر ارتباط برقرار کنیم؟
برقراری ارتباط لازمه نگهداری از هر حیوانی است و بهترین زمان برای برقراری ارتباط هنگام غذا دادن به حیوان است. برای اطلاعات بیشتر روی ادامه مطلب کلیلک کنید ...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/05/23 و ساعت 14:25 |
کجا و چگونه از همستر نگهداری کنیم؟
همستر حیوانی آرام و ساکت است و نگهداری از آن کار سختی نیست. اگر می خواهید بیشتر بدانید روی ادامه مطلب کلیلک کنید ...
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط زیبا در 87/05/22 و ساعت 15:42 |
|
درباره وبلاگ
![]() همستر حیوانی زیبا ، جذاب و دوست داشتنی است که اگر فقط یک روز نزد شما باشد برای همیشه عاشق او خواهید شد. لحظاتی را که به رسیدگی و بازی با او سپری می کنید به چیزی جز شیرین کاریها و زیبائیهای او فکر نمی کنید و این باعث می شود ناراحتیها و گرفتاریهای روزمره خود را حداقل در آن زمان به فراموشی بسپارید.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
دی 1387آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 پيوندهای روزانه
کجا و چگونه از همستر نگهداری کنیم؟چگونه با همستر ارتباط برقرار کنیم؟ تعیین جنسیت همستر غذای همستر نژادهای همستر بعد از خرید همستر چه کنیم؟ هنگام خرید چه همستری را انتخاب کنیم؟ از کجا همستر بخریم؟ توضیحاتی راجع به همستر آرشيو پیوندها پيوندها
همستر روبروفسکیسرزمین همستر انجمن همستر انگلستان جامعه دامپزشکی حیوانات کوچک حامیان حیوانات و دوستداران محیط زیست افسون کودک طبیعت همسترهای کوچک من همسترهای کوچک یاسی (همستر کوچولو (نسیم من و همسترم سلفینا شازده كوچولو همسترهای من امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |
